می گفت : صدای بلند یک پس گردنی آمد. برگشتم و متوجه شدم ۲ نفری که در ردیف اول هم نشسته بودند درگیرند و به واسطه نگاه من آرام شدند. گفتم چرا زدی؟  گفت : آقا اجازه … به حریم هوایی من تجاوز کرده. وقتی خوب دقت کردم ، دیدم درست وسط میز با یک خط مشخص شده و هر یک از طریفین خود را  موظف به رعایت حریم هوایی و زمینی دیگری کرده است.

این خاطرات زمان معلمی آقای رئیس بود که برایمان تعریف می کرد و به خنده می گفت : حریم هوایی همدیگه رو رعایت کنید.

امروز وقتی در محل کارم بودم یک صدا آمد …