سومبارت در سال ۱۸۶۳ در ارمسلبن در آلمان متولد شد. پدر زومبارت ملاک و صاحب صنعت و در عین حال عضو (مجلس) رایشتاگ بود. زومبارت در دانشگاه پیزا، رم و برلین حقوق، اقتصاد و تاریخ خواند و دکترای خود را در سال ۱۸۸۸ از دانشگاه برلین گرفت. پایان نامه دکترای او زیر نظر اشمولر و آدولف واگنر که از پیشگامان مکتب تاریخی آلمان بودند، نوشته شد. (نقل از روزنامه دنیای اقتصاد شماره ۱۱۱۳ صفحه ۳۲). کتاب های اصلی سومبارت عبارتند از:  سرمایه داری جدید، (۱۹۰۳)، یهودیان و حیات اقتصادی مدرن (۱۹۱۱)، تجمل و سرمایه داری (۱۹۱۳)، پژوهشی   در تاریخ و روانشناسی بازرگانان جدید (۱۹۱۵).

وارنر سومبارت (۱۹۴۱-۱۸۶۳) اقتصاددان و جامعه شناس آلمانی است. سومبارت در طول حیاتش در مسیر تغییرات عمده قرار داشته است. در دهه ۱۸۹۰ به عنوان اقتصاددانی مارکسیست شناخته می شد ولی در دهه ۱۹۲۰ به نازیسم گرایش پیدا کرد و در آن فاصله، هفت جلد کتاب در مورد پیدایش سرمایه داری نوشت که هر یک توضیح متفاوتی در مورد ریشه های سرمایه داری می داد. یکی از نخستین نوشته های زومبارت مقاله ای است که به مناسبت انتشار جلد سوم کتاب سرمایه تالیف کارل مارکس نوشت. او در  سال ۱۸۹۴ شرحی بر جلد سوم سرمایه ی مارکس نوشت. دو سال بعد یعنی در سال ۱۸۹۶، زومبارت کتاب سوسالیسم و نهضت اجتماعی را منتشر کرد. این کتاب نیز به هواداری از مارکس نوشته شده بود ولی چاپ های بعدی آن به تدریج با سوسیالیسم و مارکسیسم از در خصومت درآمد. زومبارت در سال ۱۹۰۲ اثر دو جلدی مهمی تالیف کرد تحت عنوان سرمایه داری جدید که جلد سوم آن در ۱۹۲۷ منتشر شد و در آن ظهور سرمایه داری صنعتی را به رشد «روحیه» منطق گرایی و تحصیل مالکیت در جامعه فئودالی نسبت داد و پیش بینی کرد که سرمایه داری الزاما به سوسیالیسم منتهی می­گردد. ظهور و گسترش سرمایه داری مدرن موضوعی بوده که بیش از هر موضوع دیگری توجه زومبارت را به خود جلب کرده است. زومبارت در کتاب یهودیان و سرمایه داری مدرن که در سال ۱۹۱۱ نوشت، توضیح دادکه سرمایه داری در اروپای شمالی به خاطر پراکنده شدن یهودیان در منطقه صورت گرفت که با خود روحیه تازه ای با مناسبات حقوقی جدید و نیز نبوغ امورتجاری را به همراه آورده بودند. زومبارت درکتاب بورژواها که در سال ۱۹۱۳ نوشت، (و در سال ۱۹۱۵ تحت عنوان سرشت سرمایه داری به انگلیسی ترجمه شد) نظر خود را نسبت به یهودیت با انتقاد بر نظر ماکس وبر که گفته بود «کالوینیسم» نقش مهمی در ایجاد روحیه سرمایه داری جدید ایفا کرده، ترکیب کرد. زومبارت معتقد بودکه کالوینیسم به طور اخص و پیوریتانیسم به طور کلی با ارزش های بوروژوایی در مورد قناعت، محاسبات منطقی و جهانی در ستیز است. با این حال، زومبارت معتقد بود که میان نظرات یهودیت و پیوریتانیسم شباهت کامل وجود دارد و این نتیجه متناقض را می گرفت که پیوریتانیسم همان یهودیت است، بدان معنا که یهودیت باعث ایجاد روحیه سرمایه داری در اوایل قرن شانزدهم شده و پس از آن پیوریتانیسم به صحنه آمده و توجیهات اخلاقی یهودیت را در مورد بنگاه خصوصی به عاریت گرفته است. چنانکه گویی این همه چندان سر درگم کننده نیست!

زومبارت دو مقاله دیگر در خصوص «تاریخ توسعه سرمایه داری جدید» در سال ۱۹۱۳ منتشر کرد که اولی تحت عنوان زندگی تشریفاتی و سرمایه داری می کوشید تا رشد سرمایه داری را از قرن دوازدهم که به ایجاد شهرها و رشد بانکداری اعتباری و به ویژه ظهور شوالیه گری منتهی شد، دنبال کند و نشان دهد که نتیجه ی امر، ظهور زنان رها از قید وبندی بود که تاجران صرفه جوی سابق را به زندگی تشریفاتی راغب می ساختند.

زومبارت نتیجه می گرفت که لذا، سرمایه داری زاده زندگی تشریفاتی است. در مجموعه کتاب های زومبارت سعی بر این است که ریشه های نظام سرمایه داری کشف شود. او توضیحات فراوانی برای ظهورسرمایه داری داده به طوری که آنچه روزی معمایی تاریخی شده بود پدیده ای غیر قابل اجتناب به نظر می آمد که حتی اگر برخی از شرایط ایجاد آن موجود نبود باز هم به هر حال اتفاق می افتاد.

مسئله اصلی سومبارت

سومبارت به دلیل تاثیر پذیری از سوال وبری (چرایی شکل گیری سرمایه داری) وارد بحثی تحت عنوان دلایل اجتماعی تکوین سرمایه داری مدرن شد. سومبارت متاثر از سنت فکری وبری که در حول کتاب اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری در سالهای ۱۹۰۴ و ۱۹۰۵ چاپ شد، نقش یهودیان[۱] را بیش از پیوریتن ها دانست. و در پاسخ به وبر، کتاب یهودیان و حیات اقتصادی مدرن را در سال ۱۹۱۱ به چاپ رسانید. او در آغاز سخن از حضور یهودیان در عرصه های متعدد نظام سرمایه داری کرده و به این نتیجه رسیده است که یهودیان سازنده سرمایه داری مدرن هستند. او این مسئله را در سطوح متعدد نشان می دهد. با فرض اینکه یهودیان در ساختن سرمایه داری مدرن مؤثر بوده اند، به طرح سوال زیر اقدام کرده است:

مسأله ی بزرگی رویاروی ما قرار دارد. قصد ما این است که توضیح دهیم چرا و چه گونه یهودیان توانستند از عهده ی ایفای نقشی برآیند که در حیات اقتصادی و یا سه دهه ی اخیر بازی کرده اند. صرف این که این اصلأ مسأله باشد، مورد قبول اکثریت است و شاید فقط عده ی معدودی این نکته را قبول نداشته باشند. شمار قلیلی آدم های متفنن هم وجود دارند که اصلاً منکر آن هستند که یهودیان در حیات اقتصادی مدرن نقش ویژه ای بازی کرده اند و جایگاه خاصی دارند و بر این باورند که یهودیان در این امر نقشی نداشتند. این افراد طبعاً با عقیده ی ما مخالفت خواهند کرد. سوای آن ها، گروه اقلیت دیگری هم وجود دارد که بر این باورند که به هیچ وجه بر حیات اقتصادی مدرن تأثیری بر جای نگذاشتند. ما در مطالعات خود، به این دو دیدگاه اهمیت چندانی نخواهیم داد و کماکان بر این باور خود پا خواهیم فشرد که یهودیان در بنیان نهادن ساختار حیات اقتصادی مدرن، نقش بسیار قاطع و تعیین کننده ای به عهده داشته اند (سومبارت، ۱۷۳).

بنیان نظری سومبارت

سومبارت در تحلیل چرایی و چگونگی سرمایه داری مدرن متأثر از ماکس وبر می باشد. بدین لحاظ لازم است تا نوع رابطه و میزان تأثیرپذیری او از ماکس وبر را مورد تأمل قرار دهیم. سومبارت نحوه ی تاثیرپذیری اش را از وبر به شرح زیر آورده است:

پیش تر به این نکته اشاره کرده بودم که بررسی ها و مطالعات ماکس وبر در مورد اهمیت پیوریتانیسم در نظام سرمایه داری انگیزه ای شد تا اهمیت دین یهود در سرمایه داری را مورد مطالعه قرار دهم، به ویژه آن که احساس می کردم که اندیشه های مسلط در پیوریتانیسم که در سرمایه داری نقش بسیار قدرتمندی داشتند، به نحو کامل تری در چهارچوب دین یهود توسعه یافته اند و از سوی دیگر، سابقه ی تاریخی آن ها نیز کهن است. اما مقایسه ی کامل و همه جانبه ی این دو “ایسم” در این جا در دستور کار و صلاحیت من قرار ندارد، اما معتدم که اگر چنین کاری صورت پذیرد، به وضوح نشان داده خواهد شد که چه وحدت دیدگاه یگانه ای میان یهودیت و پیوریتانیسم، دست کم در مورد مسائلی که به آن ها اشاره کرده و مورد مطالعه قرار داده ایم، وجود دارد. برای مثال، در هر دوی آنها وفور علایق دینی، اندیشه ی پاداش و مجازات، مزایای پرهیزکاری و تقوا در این جهان، ارتباط تنگاتنگ میان دین و تجارت،‌مفهوم حسابی و عددی گناه و ثواب و مهمتر از همه، منطقی کردن چهارچوب های زندگی به چشم می خورد. اجازه دهید در این جا به ذکر چند نمونه بپردازم. برای مثال، نحوه برخورد یهودیت و پیوریتانیسم با موضوع سکس را در نظر بگیرید … (صفحه ۲۵۹).

سومبارت در یک نگاه کلی مدعی است اندیشه یهودیت به تحول دینی مسیحی انجامیده که حاصل آن سرمایه داری است:

«پیوریتانیسم جداً همان یهودیت است. اما این که پیوریتانیسم تحت نفوذ یهودیان بوده و اگر هم چنین بوده، این نفوذ تا چه عمقی ریشه داشته، از جمله پرسش هایی است که پاسخ به آن ها بسیار دشوار می نماید. البته در این تردیدی نیست که در دوره ی نهضت اصلاح دینی، بین یهودیان و برخی شاخه های دین مسیحیت ارتباط تنگاتگی وجود داشت و مطالعه ی دین یهود و آشنا بودن به خط  و زبان یهودی بسیار مرسوم شده بود و در انگلستان سده ی هفدهم میلادی یهودیان از سوی پیوریتن ها مورد احترام بودند و ارج و قرب خاصی داشتند …  »  (صفحه ۲۶۰).

او در ادامه این ادعا را کرده است که « بنابراین، روی هم رفته می توان به این نتیجه رسید که مدارک کافی برای نشان دادن تأثیر یهودیت بر اندیشه های پیوریتانیسم وجود دارد. البته در این مورد متخصصان فن باید نتیجه گیری کنند. کار من فقط این بوده است که یکی دو مورد نمونه ای را به نمایش بگذارم »(سومبارت، صفحه ۲۶۱).

تحلیل سومبارت

سومبارت مسئله مطرح شده (چگونگی و چرایی نقش یهودیان در شکل گیری سرمایه داری) را در چندین سطح مورد توجه قرار داده است.  در سطح اول،  در جهت توصیف وضعیت سرمایه داری و نشان دادن اینکه یهودیان در این زمینه نقش اول را دارند، می باشد.  سومبارت در مقابل این سوال قرار داشته است که سرمایه داری چیست؟ او تعریف زیر را آورده است:

سرمایه­داری به سازمانی اقتصادی اطلاق می شود که در آن معمولاً دو گروه اجتماعی بارز با هم دیگر هم کاری می کنند؛ مالکان ابزار تولید که در عین حال وظیفه ی مدیریت و هدایت را به عهده دارند و جمعی بزرگ از کارگران که جز نیروی کار خود، مالک چیز دیگری نیستند. این همکاری به نحوی است که نمایندگان سرمایه در واقع، کارگزاران اصلیند و به عبارت دیگر، آن ها هستند که تصمیم می گیرند روند تولید چه گونه و چه قدر باشد و آنها هستند که مسئولیت تمامی ریسک ها و خطرات را می پذیرند (سومبارت، ۱۷۷).

سومبارت به دو انگیزه اصلی در نظام سرمایه داری اشاره می کند: (۱) سود (۲) عقل گرایی اقتصادی. از نظر او عقل گرایی  اقتصادی به سه روش خود را نشان می دهد: طرح و نقشه، کارآیی و محاسبات دقیق(سومبارت، ۱۷۸-۱۷۷).

سومبارت مدعی است که یهودیان آمادگی و ظرفیت برای امور زیر را دارند:

آمادگی برای هر آن چه در بخش اول کتاب دیدیم که تلاش می کنند تا به آن  دست یابند: بنا نهادن و گسترش تجارت در سطح بین المللی؛ پیاده کردن اصول مدرن بازرگانی و حسابداری، بازار سهام و تجاری کردن تمامی فعالیت های اقتصادی، حمایت از انجام معاملات تجاری بدون هیچ قید و محدودیت و رقابت آزاد و سرانجام دمیدن روحیه ی مدرن در تمامی ارکان حیات اقتصادی (سومبارت، ۱۷۴).

مطالب ذکر شده که هر یک نشان از بیان بعُدی از سرمایه داری جدید است در مدل زیر نشان داده شده است:

  • دمیدن روحیه مدرن در تمامی ارکان حیات اقتصادی
  • حمایت از انجام معاملات تجاری بدون هیچ قید و محدودیت و رقابت آزاد
  • بازار سهام و تجاری کردن تمامی فعالیت های اقتصادی
  • پیاده کردن اصول مدرن بازرگانی و حساب داری
  • بنا نهادن و گسترش تجارت در سطح بین المللی
  • سرمایه داری جدید

در مرحله ی بعد،  سومبارت سعی کرده است تا به نقش یهودیان به لحاظ تاریخی در توسعه نظام اقتصادی اقدام کند. به طور خاص او تلاش کرده است تا نشان دهد که  هر کجا که یهودیان حاضر بوده اند، رشد و توسعه اقتصادی وجود داشته است. در این سطح از بحث او به نوع حضور و نقش آفرینی یهودیان در توسعه طلبی (استعمار کشورها) و شکل گیری دولتهای مدرن اشاره کرده است.

  • حضور یهودیان
  • شکل گیری دولتها مدرن
  • توسعه تجارت داخلی کشورها و بین کشورها
  • توسعه سرزمینی کشورها:  کشف آمریکا و …

 

 

 

در سطح سوم  با فرض رابطه بین شرایط عینی و ذهنی و فعلیت خانواده به تبیین چرایی و چگونگی پیدایش و توسعه سرمایه داری اقدام کرده است.

  • گرایش و عمل یهودیان
  • نظام خانوادگی و خویشاوندی
  • شرایط ذهنی
  • شرایط عینی

 

مدل تحلیلی سومبارت:

در آغاز، کلیت مدل تحلیلی سومبارت که با توجه به فهم او از رویکرد نظری وبری طراحی شده است، ارائه می­گردد. او در این مدل سعی کرده است تا با محوریت نقش آفرینی یهودیان در شکل گیری سرمایه داری، به نقش عوامل ذهنی، عینی، زمینه ای و تاریخی مرتبط با زندگی و حیات یهودیان اشاره کند. سومبارت دیدگاه کلی اش را به شرح زیر بیان کرده است:

«عقیده ی خود من، البته اگر اجازه داشته باشم که نظرم را پیشاپیش ارائه دهم، این است که اهمیت یهودیان دو وجه دارد؛ از یک سو، آن ها بر شکل ظاهری و بیرونی سرمایه­داری مدرن اثر نهادند و از سوی دیگر، روحیه ی درون گرای آن را متجلی کردند. در وجه اول، یهودیان در اعطای جنبه های بین المللی به روابط اقتصادی، که تا به امروز هم پا برجا بوده است، نقش بسیار مهمی داشتند.آن ها در خلق حکومت های مدرن که در واقع چهارچوب سرمایه داری است، سهم بزرگی ایفا کردند و آن را به جایگاه امروزی آن رساندند. سرانجام این که، از طریق ابداع ریزه کاری های فراوانی از نظام تجاری سرمایه داری که چرخ حیات اقتصادی روزمره را به گردش در می آورد و مشارکت در تکمیل جزئیات دیگر، جنبه های ویژه ای به نهاد سرمایه داری بخشیدند.

در وجه دوم نیز اهمیت یهودیان بسیار زیاد است، چون آن ها ورای هر عامل دیگری، روحی مدرن در کالبد حیات اقتصادی دمیدند. یهودیان اندیشه ی اصلی و اساسی سرمایه داری را گرفتند و آن را تا حد ممکن بسط دادند» (سومبارت، ۲۴). با توجه به رویکرد مفهومی و تاریخی سومبارت است که به طرح عناصر اصلی در سر و سامان دادن سرمایه داری نوین اقدام کرده است. در مجموع می توان مدل زیر را از مباحث سومبارت استخراچ کرد:

خانواده  و ازدواج درون گروهی و کمی مشکلات اجتماعی و …

کنش عام: مشارکت در استعمار، دولت سازی

 

شرایط عینی :

۱-    پراکندگی و آواره گی،

۲-    غریبه بودن،

۳-    شهروند درجه دوم

۴-    ثروت (سومبارت، ۱۸۸)ی بودن، شهروند دوم،‌و ثروت اندوزی

 

شرایط ذهنی:

دین و اندیشه دینی و رفتار دینی یهودیان: فراگیری دین، اختلاط سرنوشت ملی با دین، …

پیدایش سرمایه داری: بنا نهادن و گسترش تجارت و درسطح بین المللی، پیاده کردن اصول مدرن بازرگانی و حساب داری، بازار سهام و تجاری کردن تمامی فعالیت های اقتصادی، حمایت از انجام معم..

مهاجرت یهودیان از جنوب اروپا به شمال اروپا (سومبارت، ۱۳)

سرمایه داری مدرن

مشارکت و حضور یهودیان در جهان

همبستگی اجتماعی: نظام خانوادگی یهودی

 

شرایط ذهنی و عینی

مهاجرت یهودیان از کشورهای جنوبی اروپا، اسپانیا و پرتقال به شمال غرب اروپا

در اولین گام، سومبارت در  مقابل این سوال قرار گرفته است که “آمادگی و ظرفیت یهودیان چگونه و به چه وسایلی امکان دست یابی به سرمایه داری مدرن را پیدا کرده اند؟ ” سومبارت مدعی است شرایط عینی و ذهنی برای دست یابی به سرمایه داری مدرن ضروری است. او در بیان این دو موقعیت و شرایط، به نقد نظریه های  رقیب اشاره می کند. اصلی ترین نظریه های جاری اش را مطرح و نقد می کند. سومبارت برای بیان نظریه اش در آغاز به نقد دیدگاه نژادگرایی، ملی گرایی، و مدافعان محیط زیست و مخالفان یهودی گرایی پرداخته است:

«هر آن که قبول ندارد که یهودیان دارای استعدادهای ویژه ای هستند، شاید بخواهد این طور استدلال کند که نقشی که این افراد در حیات اقتصادی مدرن ایفا کرده اند، باید بدون هیچ گونه ارجاعی به خصوصیات ویژه ملی و بر عکس بر اساس شرایط بیرونی که بر اساس آن یهودیان نقش خود را در حیات اقتصادی به طور تصادفی ایفا کرده اند، توضیح داده شود. در فصل دهم به این موضوع خواهم پرداخت. سرانجام این که، اگر آشکار شود که سهم یهودیان در حیات اقتصادی مدرن را نتوان به طور کامل بر اساس شرایط موقعیت ویژه ی تاریخی آن ها تفسیر کرد، در آن صورت وقت آن خواهد بود که به دلایل ذهنی روآوریم و دنبال ویژگی های خاص یهودیان باشیم. در فصل دوازدهم به این موضوع می پردازیم (سومبارت، ۱۷۶-۱۷۵).

سومبارت در ادامه سعی کرده است تا تعریف و معنایی که از هر یک از عناصر مدل اشاره شده در فوق دارد، را مطرح و ضمنا نحوه ارتباط آنها با یکدیگر را نشان دهد.

۱)  شرایط عینی

از نظر سومبارت چهار شرط عینی وجود دارد که در مدل فوق آمده است. در ادامه نتایج و ابعاد هر یک از این شرایط را بازگو می کنیم:

۱-  سومبارت مدعی است پراکندگی و آوارگی نتایج و پیامدهایی در بردارد:  (۱) اهمیت فرد و (۲) اهمیت خانواده؛ او به نقش خانواده لوپز در شهر بوردو درتاسیس شرکت های تجاری در مناطق گوناگون اشاره کرده است (صفحه ۱۸۸)، ۳٫ ایجاد جای پای برای حضور در سرزمین ها و مناطق (صفحه ۱۸۹)، ۴٫ انجام همه نوع کار، ۵٫ آگاهی از زندگی آواره گی و مشکلات آن،

۲- سومبارت به نتایج غریبه بودن اشاره کرده است:  (۱) یکی از اصلی ترین آن قاعده مندی در معامله ها است (صفحه ۱۹۶)، (۲) برتری طلبی یهود (صفحه ۲۴۸)، (۳) وابستگی گروهی،  (۴) استحکام پیوندهای درونی،  (۵) اخذ ربا از بیگانگان، (۶) انجام تجارت پر سود با غیر خودی ها،  (۲۶۰-۲۴۸).

سومبارت در فصل دیگر کتاب تحت عنوان “ویژگی های یهودیان” به شرایط عینی در سطح خرد و میانی اشاره کرده و مشخصات و ویژگیهای زیر را بازگو کرده است:  (۱) ذهنیت خلاق و روشن فکری، (۲) ارزش نهادن به مشاغل، (۳) تفاوت بین کار یدی و فکری، (۴) غایت باوری، (۵) تحرک و… . او در صفحه ۲۷۹ کتاب از چهار ویژگی یاد کرده است:

این چهار عنصر روشن فکری، غایت باوری،  انرژی و تحرک را در واقع باید چهار ستون ویژگی های یهودیان دانست که با سرشت آن ها عجین شده است. به اعتقاد من، تمامی ویژگی های یهودیان را به سادگی می توان به یک یا چند عنصر از عناصر فوق ارتباط داد. برای نمونه به دو عنصری اشاره می کنیم که در حیات اقتصادی یهودیان واجد اهمیت ویژه اند: تحرک خارق العاده و روحیه ی انطباق پذیری (صفحات ۲۸۰-۲۷۹). اما یهودیان شاید مهم ترین ویژگی خود را مدیون همین روشن فکری سطحی هستند و آن هم خصلت انطباق پذیری یهودیان است که در تاریخ بشر همتا ندارد  (سومبارت ۲۸۰).

۳- سومبارت به نتایج شهروند درجه دوم که در قالب بروز قشربندی های متعدد یهودیان است اشاره کرده است: یهودیان با امتیازات کامل، یهودیان با برخی امتیازات، یهودیانی که حضور آنها تحمل می شد و یهودیانی که به طور موقت می توانستند در یک جا اقامت کنند (صفحه ۱۹۹).

۲) شرایط ذهنی

سومبارت دین یهود را از منظر ذهنی و معنوی همانطور که وبر در مورد پروتستانتیسم توجه کرده است، توجه دارد. او سعی دارد تا نظریه وبر را در مورد یهودیت مورد توجه قرار دهد. از نظر او دین یهود از طرق زیر بر زندگی و رفتار اقتصادی اثر گذار است:  (۱) دینی است فراگیر و جهانی، (۲) با ملی گرایی یهودی ترکیب شده است، (۳) تلمود به تاریخ خانوادگی برای نسل های متمادی تبدیل شده است، (۴) به دلیل شرایط خاصی بعضی از یهودیان خود را مسیحی دانسته که مسیحی نبوده و بر اساس آئین یهود عمل می کرده اند،  (۵) آداب دینی یهود الزام های خاص اقتصادی در پی داشته است (صفحه ۲۰۷)،  (۶) سرچشمه های یهود همان منابع یهود می باشند (۲۱۷-۲۰۶).

سومبارت مدعی است در دین یهود همان مشخصات و ویژگی های سرمایه داری وجود دارد:

(۱)  کسب پول، (۲)  تبلیغ سود و منفعت، (۳)  جهان زمینی، (۴) تملک، (۵) اهمیت ثروت، (۶) تمجید از ثروت اندوزی،  (۷) تشویق در زندگی زمینی، و (۸)  اینکه دین یک قرارداد دو جانبه بین قوم و خداوند است.(۲۲۲- ۲۴۴).

۳) خانواده

سومبارت مدعی است خانواده یهودی است. او برای بیان این نقش خانواده یهودی از چندین روش و استدلال استفاده کرده است. در یک نگاه مدعی است خانواده های یهودی مشهور در توسعه فعالیت های اقتصادی مهم بوده اند:

گاه اعضای یک خانواده در چند ایالت پخش می شدند و به این ترتیب می توانستند کسب کار خود را با موفقیت بیش تری پیش ببرند. شاید بهترین نمونه در تاریخ، مورد خانواده سلیگمن است. آن ها هشت برادر بودند (فرزندان دیوید سلیگمن اهل بایرزدورف در ایالت باورایای آلمان) که کسب و کاری راه انداختند که اکنون در مراکز مهم تجاری آمریکا شعبه دارد. داستان آن ها با ورود جوزف سلیگمن به آمریکا در سال ۱۸۳۷ آغاز می شود. سپس در سال ۱۸۳۹ دو تن از برادرانش به او می پیوندند و برادر سوم هم دو سال بعد به آمریکا مهاجرت می کند. این چهار تن در لانکاستر به کار تجارت لباس پرداختند و کمی بعد به شهر سلما در ایالت آلاباما کوچیدند. آن ها سپس سه شعبه در سه شهر مختلف تآسیس کردند. در سال ۱۸۴۸ دو برادر دیگر هم به آن ها ملحق شدند و این شش برادر به ایالت های شمالی مهاجرت کردند. به سال ۱۸۵۰ بود که جوزف سلیگمن در سن فرانسیسکو و در اولین ساختمان آجری این شهر، مغازه ای افتتاح کرد. هفت سال بعد، آن ها یک بانک هم به تجارت لباس و پارچه خود اضافه کردند و در سال ۱۸۶۲ بنگاه تجارتی برادارن سلیگمن در نیویورک، سن فرانسیسکو، لندن، پاریس و فرانکفورت فعالیت می کرد.

به همین ترتیب، در ایالت های جنوبی آمریکا هم یهودیان در میان ساکنان کشاورز این مناطق نقش بازرگانان را ایفا می کردند. در این جا یعنی در ایالت های جنوبی و مرکزی آمریکا، آن ها را می بینیم که مالکان مزارع بزرگ کشاورزی بوده اند. در ایالت کارولینای جنوبی، عبارت مزرعه ی یهودیان مترادف با مزارع بزرگ کشاورزی است. در همین ایالات جنوب بود که موزس لیندو به یکی از متولیان تولید نیل بدل و بسیار مشهور شد (سومبارت، ۵۲-۵۱).

او اساس اثرگذاری خانواده های یهودی در جهان مدرن را در روحیه و اخلاق آنها می داند. از نظر او تربیت یهودی منشا شکل گیری روحیه و اخلاق سرمایه داری است:

یکی از اولین عرصه هایی که در ایجاد و پرورش روحیه ی سرمایه داری مفید و مؤثر بود، زندگی خانوادگی و اهمیت آن در میان یهودیان است که انرژی های لازم برای رشد و توسعه ی سرمایه داری را فراهم می آورد. توسعه و تهذیب زندگی خانوادگی بی تردید ثمره ی تلاش های خاخام های یهودی است که البته عامل پراکندگی قوم یهود در سراسر عالم نیز به آنها کمک کرد. در دین یهود برای زن ارزش و جایگاهی عالی قائل هستند و او را اصل مسلم و شرط لازم وجود یک زندگی خانوادگی سالم و اطمینان بخش و زمینه ساز رفتارها و عمل کردهای مرد خانواده می دانند. خاخام ها به مدد قوانین و مقررات خود در مورد ازدواج، روابط زناشویی و تعلیم و تربیت فرزندان و بقیه ی اعضای خانواده، هر کاری که عملآ ممکن بود انجام دادند تا یک زندگی خانوادگی سالم و پاک و مقدس را جا بیندازند و محدودیت ها و مقررات آن را مشخص کنند. این که نهاد ازدواج در میان یهودیان مؤمن بیش از سایر پیروان مختلف مقدس و محترم است، از روی آمار تعداد زاد و ولدهای نامشروع نمایان می شود. تعداد فرزندان نامشروع در میان یهودیان به مراتب کم تر از مسیحیان است.

 

تعداد تولدهای نامشروع در هر هزار نفر

 

سال کشور کل جمعیت تعداد یهودیان
۱۹۰۴ پروس ۵۱/۲ ۶۶/.
۱۹۰۵ ورتمبرگ ۸۳/۲ ۱۶/.
۱۹۰۷ هسه ۱۸/۲ ۱۳/.
۱۹۰۸ باواریا ۲۵/۴ ۵۶/.
۱۹۱۰ روسیه ۲۹/۱ ۱۴/.

 

اگر ارقام مربوط به روسیه با دقت نظر بیش تری مورد مطالعه قرار گیرد، مشخص خواهد شد که تعداد فرزندان نامشروع در میان یهودیان به مراتب کم تر از پیروان ادیان دیگر است. در عین حال نباید فراموش شود که اخلاقیات جنسی در میان یهودیان، رو به نزول قرار دارد. جدول زیر درصد تعداد نوزادان غیر مشروع در روسیه را نشان می دهد.

 

تعداد تولدهای نامشروع در هر هزار نفر در روسیه

 

سال ارتودکس یونانی کاتولیک پروتستان یهودی
۱۸۶۸ ۹۶/۲ ۴۵/۳ ۴۹/۳ ۱۹/.
۱۸۷۸ ۱۳/۳ ۲۹/۳ ۸۵/۳ ۲۵/.
۱۸۹۸ ۶۶/۲ ۵۳/۳ ۸۶/۳ ۳۷/.
۱۹۰۱ ۴۹/۲ ۵۷/۳ ۷۶/۳ ۴۶/.

 

سومبارت میگوید: «این یکی از پی آمدهای تعلق خاطر دائمی یهودیان به کانون گرم خانواده بود که در واقع مبدع آن به حساب می آمدند. مرد خانواده بهترین و بیش ترین تلاش خود را در این زمینه به کار می بست و در مقابل به آن متکی بود و از آن قدرت، شهامت و انگیزه ی بهبود موقعیت اجتماعی و تقویت موضع اقتصادی را کسب می کرد. کانون گرم خانواده از این دست مراکز پر انرژی، فراوان فراهم آورد که آن قدر قوی و پربار بودند که بتوانند نظام اقتصادی عظیمی چون سرمایه داری را به راه اندازند. چون نظام سرمایه داری نیازمند انرژی فراوانی است و نمی­توان  تصور کرد که این انرژی جز از طریق تأثیرات روان شناسانه ای که مطابق انگیزه های اجتماعی اند و در عین حال، با آرمان های خانوادگی هم جور می آیند، به نحو دیگری تولید شود.

شاید لازم باشد که به پدیده ی نفوذ روان بر قدرت های جسمی نگاهی دوباره بیندازیم. این منطقی کردن زندگی زناشویی، تاثیری بس عمیق بر اخلاقیات و روحیات یهودیان نهاده و به آن قالب و شکل خاصی بخشیده است. این پدیده کاملاً محسوس و علنی است؛ مردمی با تمایلات جنسی قوی، بر اساس موازین دینی ناگزیر می شوند تا این  غرایز خود را به طور کامل کنترل کنند. برقراری روابط با غیر هم سر نیز به کلی ممنوع است، هر کسی باید فقط یک هم سر اختیار کند و هم بستر شدن با او نیز محدود به قوانین و مقررات خاصی است.

پی آمد آن کاملاً عیان است؛ ذخایر عظیم انرژی که از فوران در یک جهت منع شده بودند، در مسیر دیگری به جریان افتادند. با توجه به شناختی که از شرایط و موقعیت یهودیان در سراسر ایام قدیم داریم، این فرض که فعالیت های اقتصادی، اصلی ترین بستر فعالیت های آن ها بودند فرض خطایی نخواهد بود،‌ ولی حتی می توان از این هم پا فراتر نهاد. اثبات این نکته امکان پذیر است که محدود کردن انگیزه های جنسی و عطش کسب درآمد، با هم ارتباط تنگاتنگ دارند ….

در آن صورت خواهیم دید که بخش قابل توجهی از ظرفیت و استعداد سرمایه دارانه ای که یهودیان واجد آن بوده اند، تا حد خیلی زیادی ناشی از محدودیت های جنسی ای بود که آموزگاران دینی ایشان بر آن ها اعمال کردند. تأثیر منطقی کردن کل زندگی بر قوای جسمانی و فکری یهودیان، موضوعی است که باید دانشمدان درباره ی آن تحقیق و بررسی کنند و در حال حاضر، ما در مراحل ابتدایی چنین مطالعاتی قرار داریم. …  (صفحات ۲۴۷-۲۴۵).

سومبارت در پایان کتاب دوباره به نقش خانواده در نزد دین یهود و تاکید بر ازدواج درون خانواده اشاره کرده است:

در بالا اشاره کردم که ازدواج درون خانواده در میان یهودیان، رابطه ی مستقیمی با دین دارد. حتی می تواند پا را از هم فراتر نهاد و گفت که این نوع ازدواج پی آمد مستقیم اندیشه ی مرکزی دین و اندیشه گزینش و انتخاب است. این امر این اواخر در رشته ای از مطالعات  تحقیقی به نمایش درآمد که یکی از بهترین آن ها کار آلفرد نسیگ است.

دین و ازدواج درون خانوادگی دو زنجیر آهنینی بودند که یهودیان را به هم پیوند می دادند و ان ها را در طی سده ها و سال ها یک پارچه نگاه داشتند. اگر این زنجیرها شل می شد، چه اتفاقی می افتاد؟ کار من در این جا پاسخ دادن به پرسش نیست. چون تا زمانی که می بینیم یهودیان نفوذ خاص خود را بر حیات اقتصادی اعمال می کنند که کماکان چنین می کنند، می توانیم فرض را بر این بگذاریم که این زنجیرها همچنان قوی و پابرجا هستند. من در این کتاب سر آن نداشتم که به وادی ورای این نفوذ و سر منشأی نبوغ یهودی که آن را امکان پذیر می ساخت، پا نهم. ولی اشاره می کنم که این نفوذ در حیات اقتصادی و فرهنگ معاصر، به عنوان یک کل یک پارچه تاثیر بسیار زیادی داشته است (صفحات ۳۵۶-۳۵۵) (اخرین عبارتهای کتاب است).

۴) کنش عام

سومبارت در بیان کنش عام که در نهایت به شکل گیری سرمایه داری مدرن با محوریت یهودیان می انجامد به شرح زیر اشاره کرده است:

«توسعه ی نظام استعماری مدرن و تأسیس حکومت های جدید، دو پدیده ای هستند که به یکدیگر وابستگی کامل دارند. تصور هر کدام بدون دیگری، غیر ممکن است و خاستگاه سرمایه داری نیز وابسته به هر دوی آن ها است. لاجرم، برای کشف و درک اهمیت هر عامل تاریخی در رشد سرمایه داری، لازم است دریابیم که آن عامل در هر دو نظام استعماری و بیان حکومت های جدید، چه نقشی داشته و این نقش واحد چه اهمیتی بوده است. در فصل قبل، از رابطه ی یهودیان و نظام استعماری سخن گفتیم، در این فصل رابطه ی آن ها را با حکومت مدرن نشان خواهیم داد…  (سومبارت، ۵۵).

مشارکت در توسعه استعمار جدید (کشف آمریکا، رشد آمریکا و آفریقا  و مشارکت در تجارت و فعالیتهای اقتصادی چون نیشکر، .. )

مشارکت در شکل گیری دولت های جدید

اندیشه و رفتار یهودیان

پیدایش سرمایه داری: (۱) صورت سرمایه داری: نهادهای تجاری و (۲) روح سرمایه داری: بازار سهام (صفحه ۱۲۷)

توسعه تجارت و سرمایه گذاری در مراکز و محل هایی که یهودیان حاضر بوده اند (سومبارت، ۳۰-۲۰).

سومبارت مدعی است که رابطه یهودیان و دولتهای مدرن دو سویه بوده است. یهودیان در تآسیس دولتهای مدرن نقش داشته اند.  یهودیان نقش سرمایه گذار، تهیه تدارکات، تآمین کننده نیازهای مالی،  نقش داشته اند دولتهای مدرن نیز به حمایت از آنها اقدام کرده اند (سومبارت، ۶۸-۵۵).  یکی از اصلی ترین نقش های یهودیان در شکل دهی به سرمایه داری، توسعه معاملات سهام است.  (سومبارت، ۷۶-۷۲).  سومبارت مدعی است نقش یهودیان بر حیات اقتصادی جهان فراتر از برپایی نهادهای تجاری است:

از غور و بررسی در فصول گذشته ی کتاب، کاملآ آشکار می شود که تآثیر یهودیان بر حیات اقتصادی، به مراتب فراتر از برپایی نهادهای تجاری ای بود که به دست آن ها پا به عرصه ی وجود نهادند.  به عبارت دیگر، بازار سهام صرفآ  ساز و کار ماشینی در حیات اقتصادی نیست، بل که مجسم کننده ی روح خاصی است که بر آن حاکمیت می کند. در واقع، تمامی اشکال تازه ترین سازمان های صنعتی ثمره ی همین روح هستند و هدف من، جلب توجه خواننده به این نکته است.

ساختار بیرونی حیات اقتصادی عصر ما به طور عمده به دست یهودیان ساخته و پرداخته شده است. شاید بتوان اصول حاکم بر زیربنای حیات اقتصادی را هم، که آن را می توان روحیه ی اقتصادی امروز یا دیدگاه اقتصادی نامید، به منشآ یهودی رساند. .. (سومبارت، ۱۲۷).

سومبارت مدعی است آنچه در نظام سرمایه داری جدید دیده میشود در روحیه یهودیان وجود داشته است. این موارد عبارتند از : کسب سود، سلطه پول، اهمیت امور مالی، سودپرستی، تنوع کار و تجارت، تجارت باز، اهمیت مشتری، نقش دلالان و واسطه ها، تبلیغات و تزئین کالا، نرخ شکنی و کاهش بهره، کاهش هزینه تولید و ابداعات متعدد، تآسیس فروشگاه های بزرگ،  و … (۱۶۸: ۱۴۰):

به عبارت دیگر، اندیشه ی تجارت آزاد و رقابت آزاد، اندیشه ی خردگرایی در اقتصاد یا به طور خلاصه، چشم انداز مدرن به اقتصاد وجود داشت و یهودیان اگر نگوییم مهم ترین و تعیین کننده ترین نفوذ را در شکل گیری آن ها داشتند، دست کم وزنه ی بسیار مهمی در آن به حساب می آمدند. چرا چینین بود؟ این یهودیان بودند که اندیشه های تازه ای را در جهانی مطرح کردند که بر پایه ی کاملا متفاوتی بنا نهاده شده بود .. (سومبارت، ۱۶۸).

روش های اثبات ادعاهایش:

سومبارت مدعی است که او ضمن اینکه از روش آماری در فهم و اثبات ادعایش استفاده کرده است، از روش ژنتیک نیز استفاده کرده است:

برای یافتن پاسخ به این پرسش که هر گروه یا قومی، در هر شکل ویژه ای از ساختار اقتصادی، تا چه حد مشارکت داشتند، دو روش را می توان به کار بست؛ یکی روش آماری است و دیگری روشی که آن را می توان ژنتیک نامید. منظور ما از روش اول این است که سعی کنیم به تعداد واقعی افراد سهیم در فعالیت اقتصادی مورد نظر خود – برای مثال، تعداد افرادی که با کشور خاصی تجارت می کردند، یا در پایه گذاری صنعت خاصی دست داشتند – پی ببریم و سپس محاسبه کنیم که این افراد چه درصدی از کل افراد جامعه ی مورد نظر ما را تشکیل می دهند. تردیدی وجود ندارد که روش آماری مزایای متعددی را دارا است. … در نتیجه مسائلی نظیر آن چه ما در پی یافتن پاسخ های آن هستیم، اتخاذ روش آماری مفید خواهد بود اما در عین حال، خیلی زود روشن می شود که فقط به اتکای روش آماری نمی توان راه حل کامل را پیدا کرد. در وهله ی اول، حتی بهترین آمارها هم گویای همه چیز نیستند و چه بسا که در اغلب مواقع، مهم ترین جنبه های مسائلی که در پی کشف راه حل آن ها هستیم، نادیده می مانند. آمارها در مورد تآثیرات پویایی که افراد مهم و قدرتمند در عرصه ی اقتصادی و حتی در تمامی ارکان حیات بشری، از خود به جا می گذارند، ساکت هستند. .. روش آماری به خاطر فقدان اطلاعات، در تمامی موارد قابل بهره برداری نیست. ..

بنابراین، بعد از همه حرف ها، روش دیگری (ژنتیک) که پیش تر به صورت گذرا به آن اشاره کدرم، باید در جهت تکمیل نتایج بررسی های آماری به کار آید. این روش چیست؟ هدف ما این است که دریابیم گروهی از مردم (یهودیان) تا چه حد بر شکل و گسترش حیات اقتصادی مدرن تآثیر داشته و دارند یا به عبارت دیگر، اهمیت کیفی، یا آن طور که پیش تر گفتیم، اهمیت پویای آن ها را در این زمینه بشناسیم. بهترین راهی که برای این کار داریم، این است که تحقیق کنیم و بهفمیم که آیا ویژگی های خاصی که معرف حیات اقتصادی مدرن ما هستند، در ابتدا توسط یهودیان پدید آمدند؟ ..  (سومبارت، ۷-۵).

۱- بیان داعیه ها و تکرار مطالب بدون اثبات آنها:  او به طور صریح و روشن آورده است:

اما ادعایی که در مورد یهودیان مطرح شد، فرضیه نیست؛ حقیقتی تثبیت شده است که در تآیید آن می توان مدارک و شواهد فراوانی عرضه کرد. تمدن کاپیتالیستی یا سرمایه دارانه ی عصر ما، ثمره ی وحدت میان یهودیان، مرمانی جنوبی که خود را به سمت سرزمین های شمالی اروپا می کشاندند و قبایل ساکن شمال اروپا است. یهودیان در رشد و گسترش تجارت سهم بزرگی به عهده گرفتند و مردم شما، به ویژه اهالی آلمان، توانایی و مهارت خاصی در اختراعات فنی از خود نشان دادند  … ( سومبارت، ۳۳۳).

۲- مصادره به مطلوب کردن: سومبارت شواهدی که در اختیار دارد را بر اساس مطلوب هایش مورد استفاده قرار می دهد:

آن چه در ذهن دارم، خدمت ویژه ای است که یهودیان به مستعمرات آمریکای شمالی عرضه کردند و به ویژه به قاره ی آمریکا ارائه داده اند؛ خدمتی که در واقع باعث تولد آمریکا شد. منظورم این واقعیت ساده است که معاملات بازرگانی یهودیان در طی سده های هفدهم و هیجدهم میلادی منبعی بود که نظام اقتصادی مستعمرات از آن تغذیه می شد و جان می گرفت. همان طور که همه می دانند، دولت انگلیس تمام مستعمرات خود را ناگزیر می کرد تا تمام کالاهای تولیدی مورد نیاز خود را از سرزمین مادر یعنی انگلیس، خریداری کنند. لاجرم موازنه ی تجاری مستعمرات همواره به ضرر آن ها و به نفع سرزمین مادر بود و در ضمن، مستعمرات ناگزیر بودند به طور مستمر دارایی های نقدی خود را به سوی انگلیس روانه کنند و …. (سومبارت، ۴۸).

۳-  ارجاع به شواهد خاص. سومبارت ضمن تاکید بر شواهد متعدد در نقش آفرینی فردی و گروهی و خانوادگی یهودیان در بهبود اقتصادی به مهاجرت مردم یهودی از مناطق شرقی و جنوبی اروپا به مناطق شمالی اروپا یاد کرده است. از نظر او این جابجایی موجب رونق اقتصادی در شمال و شمال غربی اروپا شده است (صفحه ۳۳۳).

۴- همانند سازی های متعدد: اولین همانند سازی او مابین مفاهیم دینی و عناصر اصلی سرمایه داری است (کل فصل اهمیت دین در حیات اقتصادی یهود و به طور خاص بحث او تحت عنوان اندیشه های پایه ای دین یهود از صفحه ۲۱۶ به بعد). دومین همانند سازی اش مابین ویژگی های سرمایه داری (مسئولان اجرایی سرمایه داری) و ویژگی های یهودیان است (کل فصل ویژگی های یهودیان و به طور خاص صفحه ۲۸۹).

۵-  ارجاع به متون دینی و اثبات اینکه یهودیان اهل ثروت اندوزی می باشند.

نقد و بررسی سومبارت

۱-  یکی از کتابهای سومبارت که بیشتر از همه مورد نقد قرار گرفته است، یهودیان و حیات اقتصادی مدرن است. زیرا عده ای با نقادی کتاب مطالب آن را مخدوش جلوه داده و مدعی شده اند که سومبارت به دلیل اینکه زبان عبری نمی دانسته است، اریابی اش از مکاتب یهودی و منابع یهودی و داوری در مورد نقش یهودیان در حیات مدرن دچار اشتباه شده است.

۲-  نکته دیگر اینکه سومبارت به جای ارائه شواهد و مستندات به تخیل اقدام کرده است.

۳-  مصادره به مطوب کرده است. در  آغاز داعیه اش را مطرح کرده است و مستندات را بر آن اساس آورده است.

۴- به موارد خاص تاکید زیاد کرده است. او در صفحه پنجاه کتاب آورده است: “اجازه بدهید به چند مورد از نمونه هایی که به آن ها برخورده ام اشاره کنم. … ” در جای دیگر با ذکر نمونه ها به تعمیم دست زده است: این نمونه ها باید کافی باشد. به اعتقاد من، این نمونه ها ادعاهای کلی من را تآیید می کند که در ضمن آن می توان به این حقیقت اشاره کرد که از ابتدای پایه گذاری آمریکا، جریان ثابتی از مهاجران یهودی به سوی این سرزمین روانه بوده است. این درست است که هیچ آمار مستندی وجود ندارد که درصد جمعیت یهودیان را نسبت به کل جمعیت ساکنان آمریکا نشان دهد. اما نشانه های متعددی از حال و هوای کلی که به دست می آوریم، این یقین را پدید می آورد که قاعدتآ باید تعداد کثیری از یهودیان در آمریکا بوده باشند _(سومبارت، ۵۲).

۵-  تخمین زده است تا تحلیل ارائه دهد.

۶-  تعمیم داده است.

منبع مقاله:

سومبارت، ورنر (۱۳۸۴)، یهودیان و حیات اقتصادی مدرن، ترجمه رحیم قاسمیان، نشر ساقی.

 

 


[۱] سومبارت مدعی است “منظورم از یهودی، مردمی هستند که به دین یهود اعتقاد دارند. نیاز یه توضیح نیست که گرچه در این تعریف، به عمد به ویژگی های نژادی کاری ندارم، اما با این همه، آن دسته از یهودیانی را که جامعه ی دینی خود را ترک گفته اند و حتی فرزندان و اعقاب این افراد را هم، به لحاظ تاریخی، یهودی به حساب می آورد. این نکته را نباید از نظر دور داشت که وقتی به تعیین نفوذ یهودیان بر حیات اقتصادی مدرن می رسیم، بارها و بارها افرادی را خواهیم دید که ظاهرآ مسیحی اند، اما در اصل به دین یهود اعتقاد دارند. خود آن ها یا پدرانشان غسل تعمیدد دیده اند، فقط همین (سومبارت، ۹).

 

منبع: پایگاه رسمی دکتر تقی آزادارمکی به آدرس   www.azadarmaki.ir